|
شاید پرنده بود که نالید ، یا باد در میان درختان یا من، که در برابر بن بست قلب خود چون موجی از تاسف و شرم و درد بالا می آمدم و از میان پنجره می دیدم که آن دو دست ، آن سرزنش تلخ و همچنان دراز به سوی دو دست من در روشنائی سپیده دمی کاذب تحلیل می روند و یک صدا که در افق سرد فریاد زد : " خداحافظ" " فروغ فرخزاد " + نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387 13:31 توسط حبيبه بهرامي كيا |
|