|
اولين سخن فمنيستي از زبان شاه ساساني 140۰ سال پيش يك پادشاه ساساني نخستين سخن فمنيستي را به زبان آورده است. + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 17:1 توسط حبيبه بهرامي كيا |
تو کیستی که من اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم ؟ ای دیر یافته ! حالا غزل ها کجایند تا تو را بسرایند؟! قاصدک ها به سراغم می آیند وقتی باد از سمت تو می وزد ... ستاره ی آخرین حجم سیاه سرگردان ! آغاز می شوم با ترانه ای کوچک از حنجره ی کوچکت و فریادی میشوم بزرگ از قلعه ماهی های اندوهگین . حروف قرمز عریان شعرم! می آیم می آیم آرام تا انزوای دستانت مرااز زره نوازشت روئین تن کن ... صبح دوباره آدمیان برخاستند تا در زیر پاهای بی چشمشان قصه هزار مورچه عاشق را نادیده بگیرند . ای نعش کش مغموم پروانه های بی پروا ! تو را چه به گردش در باغچه ، در نخستین روز برف سنگین بار. دور نیست آن روز که در تکامل ناقص دستانت بوی گندم می پیچدو دستی از پشت علف ها آن را ستمگرانه می دزدد . و عشق را چه ساده به خاطره پیوند می زنی وقتی سوراخ خانه ات را گم می کنی و دیگر نمی یابی به شب نگاه کن مورچه ، رابطه ها مسدودند ! من و تو همدردیم ! + نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385 15:16 توسط حبيبه بهرامي كيا |
|